دیجیتال مارکتینگ چیست ؟ و چرا بازاریابی دیجیتال مهم است؟

در حال حاضر بازاریابی دیجیتال یا دیجیتال مارکتینگ تاثیر بسیاری بر کسب و کارها گذاشته است به طوری که تمامی بخش های تجارت و کسب و کارها به بازاریابی دیجیتال  رو آورنده اند، در این شرایط تکنیک های بازاریابی دیجیتال فرصتی جهت رقابت ، بقا و حتی رشد کسب و کارها را برای صاحبان آن ها فراهم کرده است.

 فراهم کردن بستری مناسب در دیجیتال مارکتینگ، مقرون به صرفه تر بودن بازاریابی دیجیتال نسبت به بازاریابی سنتی، داشتن قابلیت بسیار بالای تبدیل کاربران به مشتری هایی همیشگی، درآمد بیشتر ، تسهیل تعامل با مخاطبان هدف،رفع نیازِ کاربرانی که از تلفن همراه استفاده می کنند و اعتبار بخشیدن به برند همینطور بازگشت سرمایه گذاری در حوزه بازاریابی ، ترغیب مردم به اقدام مطلوب، آماده سازی کسب و کار جهت وروود به فضای اینترنتی و در نهایت بقای تجارت الکترونیک همه و همه از مواردی هستند که دیجیتال مارکتینگ به عنوان برنامه ای حرفه ای برای کاربران و مخاطبین خود به ارمغان آورده است.

رسانه های دیجیتالی به گونه ایی فراگیر هستند که کاربران در هر زمان و مکانی به اطلاعات دسترسی خواهند داشت. دوره ایی که در آن پیام هایی که مردم درباره خدمات و محصولات شما دریافت می کنند، فقط از سمت خود شما باشد، سپری شده است. رسانه های دیجیتال منبع فزاینده ی سرگرمی، اخبار، خرید و تعاملات اجتماعی هستند و در حال حاضر کاربران تنها به توضیحات شما درباره ی محصولات و یا برندتان رضایت نمی دهند، بلکه بیشتر به دنبال آنچه هستند که رسانه ها، دوستان، بستگان و در کل دیگران درباره ی شما می گویند. افراد برندی را انتخاب می کنند که بتوانند به آن اعتماد کنند، محصولی را می خواهند که کاملا آن را بشناسند و به دنبال پیشنهاد هایی هستند که با نیازها و ترجیحات آن ها هم خوانی داشته باشند.

دیجیتال مارکتینگ

دیجیتال مارکتینگ چیست؟

در تعریفی جدید به برقراری ارتباط با کاربران با بهره گیری و استفاده از ابزارهای دیجیتالی و الکترونیکی دیجیتال مارکتینگ می گویند. در مجموع می توان گفت تمام فعالیت هایی که اهداف بازاریابی به همراه دارند و با استفاده از ابزارهای الکترونیکی انجام می شوند در حوزه ی دیجیتال مارکتینگ قرار می گیرند. با چنین مقدمه‌ای دیجیتال مارکتینگ به مانند یک «جعبه‌ابزار اینترنتی» است که به کمک ابزارهای آن استفاده از علم مارکتینگ به شکل دیجیتال و اینترنتی میسر می‌شود.

ابزارهای دیجیتال مارکتینگ عبارتند از :

وب سایت ، نرم افزار ، بهینه سازی موتورهای جستجو ، گوگل آنالیتیکس ، ادوردز ، تبلیغات کلیکی دیجیتال ، اپ مارکتینیگ ، گیم مارکتینگ ، ویدیو مارکتینگ ، ایمیل مارکتینگ ، موشن گرافیک ، بازاریابی محتوا ، بازاریابی رسانه های اجتماعی ، اینفلوئنسر مارکتینگ ، بازاریابی بنری ، بازاریابی ایمیلی ، بازاریابی وابسته و غیره همگی ابزارهای بازاریابی دیجیتالی می باشند، اما اگر موشکافانه تر بنگریم نمی توانیم گزینه های وب سایت و نرم افزار را با مابقی روش ها در یک سطح قرار دهیم.

از نظر ماهورتیم گرچه هر کدام از این موارد به تنهایی می توانند یک نوع از بازاریابی دیجیتالی باشد اما تمامی موارد بازاریابی دیجیتال زیر مجموعه دو گزینه وب سایت و اپلیکیشن هستند.

تفاوت بازاریابی دیجیتالی و بازاریابی سنتی چیست؟

در رویکرد مربوط به  بازاریابی سنتی مخاطبانی هدف قرار می گیرند که ارتباط چندانی با  کسب و کار ندارند و هم چنین در زمان های نامناسبی ، مخاطبان مورد هدف قرار می گرفتند  اما در دیجیتال مارکتینگ از روش هایی که مبتنی بر دیجیتالی بودن هستند ، برای افزایش تاثیر گذاری استفاده می کنند طوری که مخاطبانی را که مرتبط با محصولات هستند را در زمان مناسب هدف گذاری کرده و اقدام به جذب کاربران هدف می کنند ، از طرفی دیگر تاثیر گذاری  تبلیغات در روش های سنتی بازاریابی ، هزینه های زیادی دارد. این درحالی است که در دیجیتال مارکتینگ ، افزایش تبلیغات به صورت ویروسی است که هزینه به صرفه ایی دارد ولی نیاز به تخصص و دقت دارد.

هم چنین طبقه بندی اطلاعات از نظر بازاریابان سنتی مفید است ولی رمز نگاری این اطلاعات سخت است ولی در روش دیجیتال مارکتینگ داده ها به خوبی تحلیل می شوند ، اثر بخشی تبلیغات بررسی شده و به شیوه ای هوشمندانه طبقه بندی می شوند.

مزایای دیجیتال مارکتینگ چیست؟

با توجه به  قیمت‌های زیاد و هزینه های سرسام آور تبلیغات آفلاین مثل تیزرهای تلویزیونی یا بیلبوردهای شهری که عملا در انحصار برندهایی با بودجه‌های کلان هستند، این امکان برای کسب‌وکارهای کوچک به مراتب مهم‌تر است که از دیجیتال مارکتینگ استفاده کنند ، در واقع ، حضور آنلاین، برگ برنده یک کسب‌ وکارمتوسط یا کوچک برای جلب توجه مخاطبان و تنها راه برندهای بزرگ برای حضور در مرکز توجه مشتریان است که برخی از مزیت های دیجیتال مارکیتنگ را به آن اشاره می کنیم.

شناخت مخاطبان هدف:

مرکز اصلی فعالیت‌های بازاریابی هر محصول یا خدمت، شناخت دقیق از مشتریان آن است. هرچه توصیف کسب‌وکار و شناخت مخاطب آن دقیق‌تر باشد، می‌توان امید بیشتری به موفقیت بازاریابی داشت. پس از این شناخت است که می‌توان با فیلترهای مختلف، مردم عادی را از مشتریان بالقوه جدا کرد و بودجه‌ بازاریابی را محدود به کسانی کرد که احتمال جذب آنها به کسب‌وکار بالاتر از صفر است و می توان کاربران را از بالقوه به حالت بالفعل نزدیک کرد.

دانستن اطلاعاتی  از قبیل جنسیت ، سن ، علایق ، سطح اقتصادی ، الگوی مصرف و… می‌تواند به توصیف کامل و دقیق‌تر کاربران کمک کند. وقتی از بازاریابی سنتی صحبت می شود شانس کسب‌ وکارها برای جدا‌کردن مردم از مشتریان بالقوه بسیارپایین است. در واقع در تبلیغات سنتی، مهم‌ترین پارامتر هر رسانه، داشتن مخاطبان زیاد است و هزینه‌ها براساس تعداد مخاطبان رسانه تعیین می‌شوند نه براساس تناسب آنها با جامعه هدف یک محصول یا خدمت اما در دیجیتال مارکتینگ اینگونه نیست!

نرخ بازگشت سرمایه مشخص:

دربازاریابی سنتی ، امکان طراحی کمپین بر اساس هدف نهایی هر کسب و کار در هر مرحله از چرخه عمر محصول وجود ندارد به گونه ایی که اگر نیاز اصلی یک سازمان در یک بازه زمانی مشخص افزایش فروش ، آگاهی بخشی یا برند سازی موفق باشد شبکه تبلیغات آفلاین نمی تواند هدف نهایی کسب و کار را محقق کند.

بازاریابی سنتی نرخ بازدید افردای که به صورت کامل تیزر ویدیویی شما را تماشا کرده اند را اعلام نمی کند یا نمی تواند قدم های بعدی مشتری در جهت خرید یک محصول یا خدمت را بررسی کند. در بازاریابی سنتی نمی‌توانند اعلام کنند که یک بنر در سطح شهر، باعث جلب نظر چند نفر برای خرید محصول جدید شما شده است. شما فقط برای تصرف آن رسانه ،بدون توانایی محاسبه میزان اثربخشی و تاثیر گذاری مشخص بر کسب و کار بودجه صرف می‌کنید. از طرفی دیگر اما دیجیتال‌ مارکتینگ علاوه بر اینکه به شما امکان اندازه‌ گیری موفقیت هر کمپین را می‌دهد، بلکه نکته مهم‌تر این است که شما در دنیای آنلاین، فقط برای تحقق هدف نهایی هزینه می‎پردازید.

امکان تحلیل ، آنالیز و بهینه سازی : 

از مهم ترین مزایای دیجیتال‌مارکتینگ ، امکان رصد دقیق اتفاقات است. ابزارها و شاخص‌های تحلیلی به کسب‌و‌کارها این امکان را می دهد تا همه اتفاقات، اعم از میزان موفقیت یک کمپین تبلیغاتی، مرجع آشنایی هر مشتری با کسب‌ وکار، میزان درگیری او با محصولات، تاثیر تخفیف‌ها بر افزایش فروش، علت عدم خرید کاربران از یک فروشگاه اینترنتی و … به‌سادگی قابل مشاهده و دسترسی به آن امکان پذیر باشد.

ابزارها هر کاربر را از لحظه‌‌ مواجهه با یک تبلیغ تا تبدیل او به یک مشتری وفادار زیر نظر دارند و به کسب‌وکارها اعلام می‌کنند هر مشتری در چه مرحله‌ای از درگیری با محصولات/خدمات آنها‌ست. داشتن این اطلاعات، گام اول برای بهینه‌سازی است.

اگر متوجه شوید که مشتریانی که از یک کمپین تبلیغاتی به کسب‌وکار شما روی آورده‌اند بیشتر باعث درآمدزایی می‌شوند، می‌توانید بودجه بیشتری برای آن کمپین صرف کنید، اگر بدانید کاربران پس از چند دقیقه از وب‌سایت شما خارج می‌شوند یا بعد از چند کلیک از ادامه روند خرید آنلاین منصرف می‌شوند می‌توانید کلیدهای بهبود وب‌سایت را در اختیار داشته باشید.

در مقابل، در تبلیغات سنتی، نه‌تنها اطلاعاتی از نتایج روند تبلیغات در اختیار شما نیست، بلکه بهینه‌سازی و تغییر هر تبلیغ، هزینه‌های فراوانی را به شما متحمل می‌کند .

نتیجه گیری:

اصلی ترین دلیلی که بازاریابی دیجیتال را مهم قلمداد می کند این است که این امکان را فراهم می کند تا بتوان به طور ملموس و قابل توجه ایی با مخاطبان تعامل برقرار نمود؛ به همین دلیل می توان به طور دقیق از نیازهای مشتریان بالقوه مطلع شده و خدمات و محصولات را به گونه ای ارائه کرد که نیازهای آنان را به خوبی برطرف کند و مشتریان بالقوه را به مشتریان بالفعل تبدیل کرد.

دلیل مهم دیگر بازاریابی دیجیتال، امکان برقراری ارتباط با طیف گسترده ای از مخاطبان است و همانطور که گفته شد، دردیجیتال مارکتینگ، به واسطه استفاده از اینترنت، بستر ارتباطی وسیعی را در اختیار قرار می دهد؛ به طوریکه در این زمینه می توان گفت تقریبا هیچ محدودیتی برای تعداد مخاطبان وجود ندارد.

در مقاله های بعدی به مهارت یک دیجیتال مارکتر موفق اشاره خواهیم کرد …

نویسنده و گرداورنده : حسین گوهری سلیمی

بر گرفته از نظریه ی “کاتلر”

بازاریابی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *